...

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سکسي شير دادن مامان
 
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 85 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_85.html
Translate this page
بعد از اینکه خاله و حاجی تن همدیگرو شستن و خشک کردن نوبت من رسید. خاله اومد منو شست و خشک کرد. همین که داشت خاله بدنمو خشک میکرد بهش گفتم خاله یه کم به من شیر میدی؟ تشنمه. خاله یه نگاه به حاجی کرد و حاجی هم به نشانه قبول و تأیید سرشو تکون داد. حالا خاله یه گوشه حموم نشسته بود و پستوناش گذاشته بود دهنم و به من شیر میداد.
داستان سکسي شير دادن مامان | سرگرمی دانلود +85
coolingtehran.esmaeilkarimi.ir/داستان-سکسي-شير-دادن-مامان/
Translate this page
داستان سکسي شير دادن مامان. 1 . شیر دادن من به خانم بزرگ – شهوانی شیر دادن من به خانم بزرگ. 1392/4/5. سلام من رها هستم.25 ساله و داستان مربوطه به 5 سال پیش…اون موقع … شب یه سکس حسابی با شوهرم داشتم. می گفت تا حالا اینقد داغ نبودی. اما من همه اش … ما تا سه سال بعد خونه خانم بزرگ بودیم. با اینکه بچه دیگه شیر نمی خورد اما من هر …
بعد از تولد دوقلوها – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/بعد-از-تولد-دوقلوها
Translate this page
Jul 8, 2013 – خلاصه این که خیلی از خانوم ها هم هستن که بدون غسل و وضو به بچه شیر نمی دن و این اصلا عجیب نیست. داستان خوب و لطیفی بود. مخصوصا اون بخش بعد سکس موقع شیر دادن به بچه ها . دوست داشتم یکی رو داشتم که ازش حمایت می کردم و جای همه کسشو براش می گرفتم. ای روزگار . ما رو یاد نداشته هامون انداختی داداش. ولی این که …
شیر
https://shahvani.com/dastan/شیر
Translate this page
Dec 19, 2011 – باورم نمی شد، داشتم از پستونای مامانم شیر می خوردم. وای که چقدر خوشمزه بود. بعد از چند لحظه پستونشو از تو دهنم درآورد و داشت یه لقمه دیگه می ذاشت تو دهنم که بهم گفت: “بچه که بودی به زور از شیر گرفتمت … آخه خیلی دوست داشتی … طعمش چطوره؟ دوست داری؟” درحالیکه مشغول بلعیدن لقمه بعدی بودم گفتم: “آره …” و دوباره …
شیر دوشی مادر شوهر (۱) – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/شیر-دوشی-مادر-شوهر–۱
Translate this page
Dec 7, 2017 – ( واای خدا ننن ) من : مامان جون طاها که گفت دیگه دستی نمی دوشن دستگاه شیر دوش دارن بعدشم مگه امروز اقا عبد الله ( چون ما اینجا نبودیم از اسبا و گاواشون اقا عبد الله … شروع کردم به تف کردن فکر کرده زنیکه عوضی من اینارو میخورم که یهو بطری اب رو اورد من اسکلم فکر کردم نخیر دیگه خیلی دیره واسه اشتی و عوض کردن طمع …

 







NS