...

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سکسي بابا و مامان کون
 
بابا و مامان
https://shahvani.com/dastan/بابا-و-مامان
Translate this page
Jun 6, 2017 – اسم من امیر29 از تهران این اولین باره دارم یه خاطره سکسی تعریف میکنم خیلی دوست دارم داستانم چاپ بشه!داستانم درباره سکس بابا و مامانمه دروغم نمیگم چون اصلا چیز خاصی نیست و تو همه خونه ها اتفاق میفته که خیلیا هم میبینند یا صداشونو بشنوند! یه بارم بیشتر واسم اتفاق نیفتاده که واسم خیلی جالب بود البته …
کون دادن مامان به بابا – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/کون-دادن-مامان-به-بابا
Translate this page
کون دادن مامان به بابا. 1391/11/17. والدین. من با بابا و مامانم در یک خانه بزرگ زندگی میکنم , این داستان وقتی بود که تازه 14 ساله شده بود و هروز جق میزدم حتی اگه یه عکس دختر که نیمه لخت بود من را …. چون وقتی،وقت و بی وقت روی هم بپرند(چون سکس هم اداب و زمان و مکانی داره) نتیجه اش همین خوک ها ی بی غیرت میشه دیگه!!! چون خوک تنها موجود …
بابا و کون پاره مامان – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/بابا-وکون-پاره-مامان
Translate this page
بابا و کون پاره مامان. 1395/3/17. سکس والدین. اسم من مینا و۱۸ سالمه.مامانم ۳۲ساله با قد حدود۱۶۵ ووزن حدود۷۰ اما خیلی سفید رو با یه کون خوش فرم که بابام عاشقشه. …. 0. ضمنا بکس شهوانی رو مثل خودت نگاه نکن همشون یه پا کارشناسن و سرشون کلاه نمیره و اینقدر داستان خوندن حرفه ای شدن و فرق داستان واقعی رو از چرت و پرت تشخیص میدن …
کس دادن مامانم به بابا بزرگ | داستان های سکس ایرانی!
https://koskirstory.wordpress.com/…/کس-دادن-مامانم-به-بابا-بزرگ/
Translate this page
Jan 18, 2008 – از بابا بزرگم . منظورم بابای بابامه 0زیاد خوشم نمیاد . خیلی جلفه. تازگی یک منشی قرتی هم گرفته که با مامان خیی رفیقه. این را هم بگم مامانم زن راحتیه. راحت با مردها لاس میزنه و همیشه لباسهای باز مپوشهیک روز بابا بزرگ با منشییش امده بودن خونه ما با هم رفتیم به یک…
سکس مامان جندم | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/159955982062/سکس-مامان-جندم
Translate this page
Apr 24, 2017 – سکس مامان جندم سلام من الان بیست و نه سالمه داستان برمیگرده به تقریبا چهارده سالگیم. … ندارن اصلا مامانم که چادرشو انداخته بودو بایه تاپ و شلوار دولا شده بود داشت خرت و پرتارو جابجا میکرد هی میگفت اینا بابا اینا خوبه اما مرده محوه تن سفید و کون قلمبه مامانم شده بود زبونش بند اومده بود مامانم هی میرفت سمت مرده خودشو …
داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی – صفحه 38 – انجمن لوتی

 







NS