...

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سکسي ارباب
 
دنبال ارباب خانوم – شهوانی
https://shahvani.com/forum/topic/دنبال-ارباب-خانوم- – Translate this page
Oct 23, 2016 – فیلمها و کلیپهای زیبای پورن HD و Full HD · یه سکس ناب تو زندان · چندتایی عکس از من و پارتنر هام … عکس های جدید اوردم براتون … فانتزی همســــــر و سیــــــــاهپوستــــــــــا · داستان سکسی صوتی بشنوید تا آبتون بیاد · Sineham · ایجاد گروه شهوانی در ت.لگرام · نظر بدید لطفا درباره عکس هام … دانلود کلیپ های سکسی …
داستان ارباب و برده
https://shahvani.com/dastan/tag/ارباب%20و%20برده
Translate this page
خاطرات میسترس میترا, 27295, 1, 1. خانم ها مقدس اند (۱), 20806, 0, 3. آدم های جالبی که میگن مازوخیزست ان, 15943, 4, 0. سارا میسترس شد میلیونر شد, 33245, 5, 13. آغاز بردگی من و دنیایی زیبا, 37797, 4, 13. مازوخیسم چیز عجیبیه! 28955, 4, 5. داستان حقارت (۲), 29179, 8, 7. اتاق سکس, 45003, 5, 2. شکنجه شدن توسط عمه (۲), 70541, 4, 7.
داستان دنباله دار اعتیاد به حقارت – قسمت یازدهم – واسطه – حقارت
https://hegharat.wordpress.com/2015/07/10/etiad_be_hegharat_11/
Translate this page
Jul 10, 2015 – حتما داستان رو از قسمت اول دنبال کنید لیست تمام قسمت های داستان بالا در صفحه لیست داستان ها هست چشمام رو بسته بودم و سعی می کردم شرایطی که توش … کمی بعد با صدای داد نسبتا بلندی شوهرش ارضا شد و بیرون کشید و من با آرامش توی آغوشش موندم ولی دیدم خانم قلادم رو گرفت و داد به ارباب و اون هم سریع قلادم رو …
داستان (میسترس نرگس) | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب هستی
https://bardemistresshasti.wordpress.com/…/داستان-میسترس-نرگس…
Translate this page
Mar 2, 2008 – اینم یکی دیگه از داستان ها سلام. امروز میخوام یه داستان بگم برمیگرده به پارسال همین موقع ها. من خودم 19 سالم هست و حس اسلیو بودن و دارم و از بچگی دوشت داشتم برده ی خانم ها باشم و بهشون خدمت کنم اما هیچ کس ارباب من نمیشد و کلا تو ایران میسترس پیدا…
Erotic Stories | داستان های سکسی حشری کننده ( آرشیو شماره یک ) – صفحه 8
https://www.looti.net/12_32_8.html
Translate this page
بردگی هنوز گرماي مشروب تو تنم بود بدنم كرخت شده بود دراز كشيده بودم كه چشامو باز كردم ديدم ارباب بالا سرم وايساده خم شد و لباسمو دراورد دونه به دونه و بغلم خوابيد با سينم بازي ميكرد و ميدونست كه الان دارم له له بغلشو ميزنم.

 







NS