...

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با خاله تو اتاق
 
داستان كوتاه – داستان كوتاه: خاله (showing 1-5 of 5) – Goodreads
https://www.goodreads.com/topic/show/79729
Translate this page
Nov 30, 2008 – همين‌طور كه داشتم با ذهن ِشلوغم كلنجار مي‌رفتم چشمم ‌خورد به يك بچه بغل مامانش كه زل زده بود به من. نگاهش كه ‌كردم … تو راهِ خونه دوباره فكرهايِ مختلف به‌سرعت به مغزم هجوم آوردند و منو حسابي مشغولِ خودشون كردند. … از همه بدتر پسرِ خاله بود كه وقتي خونه بود گلرخِ بيچاره اسير مي‌شد و نمي‌تونست پاشو از اتاق بيرون بذاره. ياد اون …
چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
https://sahvatnak.wordpress.com/2015/06/02/سلام-دنیا/
Translate this page
Jun 2, 2015 – دوستان اگه کسی حوصله ی خوندنشو نداره زور نیس نخونه من با همه ی جزئیات میگم بریم سر اصل مطلب من یه خاله دارم که خیلی دوسش دارم اونم همچنین هر چی از دستش … زود رفتم تو دسشویی یه جلق حسابی زدم اخر های شب میخواستیم بخوابیم من رفتم تو اتاق اونا هم پیش هم خوابیدن تو حال … …. اینم داستان من ببخشید زیاد شد…
داستان خاله سهیلا(فقط برای با جنبه ها) – بازی آنلاین
www.flashkhor.com › … › مسائل متفرقه › گفتگوی آزاد
Translate this page
Oct 12, 2013 – 10 posts – ‎10 authors
مامان خسته از سر كار میاد خونه و علی كوچولو میپره جلو میگه سلام مامان مامان-سلام پسرم علی كوچولو – مامان امروز بابا با خاله سهیلا اومدن خونه و رفتن تو اتاق خواب و در و از روی خودشون قفل كردن و…. مامان-خیلی خوب عزیزم هیچی دیگه نمیخواد بگی، امشب سر میز شام وقتی ازت پرسیدم علی جان چه خبر بقیه اش روجلوی بابا تعریف …
سکس با خاله جون در حمام
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-خاله-جون-در-حمام
Translate this page
Dec 15, 2012 – بریم سر داستان.یه روز داشتم از باشگاه میومد نزدیک خونه که شدم مامانمو با دوتای دیگه از خاله هام دیدم داشتن میرفتن خردید . گفتم :مامان خاله لیلا کو ؟ گفت : سرش در میکرد گفت …. اولا رفتی جلو خالت تو اتاق لخت شدی یه شلوارک با زیر پیرهن پوشیدی بعد تو حموم تی شرتتو با شلوارتو دراورد دوما نیم ساعت برای تو که …
سكس همزمان با ٢ خاله – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سكس-همزمان-با-٢-خاله-
Translate this page
Sep 15, 2011 – داستان از اينجا شروع ميشه كه من و اسما رفتيم خونه هما آخه شوهرش رفته بود دانشگاش و يه هفته اي خونه نبود و شوهر اسما هم دبي بود ماه به ماه ميومد.من و هما از قبل برنامه داشتيم چون برام تعريف ميكرد كه دوران دبيرستان چقد اينو اسما قبل خواب باهم ور ميرفتن فرداي اونروز كه خونشون رفتيم قرار بود عمليش كنيم هما و اسما تو اتاق …

 







NS